|
|
|
|
|
انصاف میكن ابله تویی یامن؟ طنزنامه ای در پاسخ به جسارت یك روزنامه به اقوام آذربایجانیآینانیوز: رضا سلیمی خبرنگار روزنامه های جام جم و رسالت در آذربایجان غربی است كه در واكنش به مطلبی كه چندی قبل(23 آبان جاری) در ویژه نامه كشیده روزنامه جوان منتشر شده و در آن به زبان و فرهنگ آذربایجانی جسارت شده بود شعری سروده كه علاوه بر انتشارش در وبلاگ شخصی خود در اختیار آینانیوز نیز قرار داده است. با این امید كه مسئولین این روزنامه و مسئولین فرهنگی كشور پاسخی شایسته برای این بی حرمتی داشته و هموطنان فرهیخته ایران از هر فرهنگ و قومیتی رفتاری درخور و رسانه ای با چنین رویدادهایی بروز نمایند تصویر این صفحه از روزنامه جوان ودر ادامه مطلب و شعر این روزنامه نگار جوان را باهم می بینیم: در ویژه نامه کشیده «روزنامه جوان » مورخه 90/8/23 از قول یک طنز پرداز مطلبی را در قالب توهین و تمسخر به مردم آذربایجان دیدم که در قرن 21 و در کشور مسلمان «شیعی»مرا به تعجب واداشت ! و هر چی مثبت نگاه کردم نتوانستم خودم را راضی کنم ، حال نمی دانم بنویسم یا ننویسم ! اگر بنویسم متهم به پان ترکیسم و نژاد پرستی و ... می کنند و اگر ننویسی عده ای را در جهل مرکب خود باقی میزاری ! ولی در قالب شعر میخواهم چند کلمه ای را قلم فرسایی کنم تا درس عبرتی باشد برای ماجراجویان تفرقه افکن.
الا ای طناز انصاف میکن ابله تویی یا من!در ویژه نامه کشیده «روزنامه جوان » از قول یک طنز پرداز مطلبی را درقالب توهین و تمسخر به مردم آذربایجان دیدم که در قرن 21 و در کشورمسلمان «شیعی» مرا به تعجب واداشت ! و هر چی مثبت نگاه کردم نتوانستمخودم را راضی کنم ، حال نمی دانم بنویسم یا ننویسم ! اگر بنویسم متهم بهپان ترکیسم و نژاد پرستی و ... می کنند و اگر ننویسی عده ای را در جهلمرکب خود باقی میزاری ! ولی در قالب شعر میخواهم چند کلمه ای را قلم فرسایی کنم تا درس عبرتی باشد برای ماجراجویان تفرقه افکن.در ابتدا :چون شهسواران جولان مده گر میدهی در آذربایجان
مدهِ ای قلم كور
شو بیرون نیا از شهرِ ادب ای قلم دوره علم آمده هر کس
بعرفان مشتریست ای قلم دم
مزن از مرغ و تخم مرغ در این بی
حقیقت طعنه بر مسلمان آذربایجانی زدی کافر شدی بی
حقیقت طعنه بر مسلمان آذربایجانی زدی کافر شدی خبرنگار روزنامه جام جم ، رسالت http://ainanews2.atorpat.com/Default.aspx?tabid=1298&articleType=ArticleView&articleId=1025458 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 10:37 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
تاکی باید زیر توهین های فاشیسم بمانیم.باری دیگر توهین به ملت بزرگ آذربایجان در روزنامه جوان!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 10:24 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
آنا یوردوم آذربایجان
بیر اوشاغام، آنام ســـن ســــن(من یك بچه ام و مادرم تویی)
خسته اولسام، داوام سن سن(اگر مریض بشوم،دارویم تو هستی)
آغاج اولسام،هاوام ســــن سن(درخت باشم،هوا ونفسم تویی)
اورک ائــــویم سنســـیز تــــالان(خانه دلم بدون تو ویرانه هست)
آنا یوردوم، آذربایجان(سرزمین مادری ام ،آذربایجان)
جئیران اولسام ، سن داغیمسان(اگر آهو باشم،تو كوه منی)
بولبول اولسام،سن باغیمســــان(اگر بلبل باشم،تو باغ منی)
سونبول اولسام،تورپاغیمـــــسان(اگر گندم باشو،تو خاك منی)
ســــرین سولار،سندن آخـــــان(ای جاییكه چشمه های سرد از تو روان میشود) آنا یوردوم آذربایجان(سرزمین مادری ام،آذربایجان)
آغ بـــــــولوتلار، یورقانیندی(ابرهای سفید،لحاف و روانداز تو است)
مـــــرد اوغوللار قوربانیـندی(فرزندان مرد وعیار قربان تو است)
یول گؤرسدن ، قورآنینـــدی(و قرآنی كه راه را نشان میدهد)
دوشمن لری ، درده سالان(ای كسیكه دشمنان را به درد می اندازی)
آنا یوردوم آذربایجان(سرزمین مادری ام،آذربایجان)
من آرازام ، ســن خزرسن(من آراز هستم(ارس)،تو خزر هستی)
آغیزلاردا، چوخ گـــــزرسـن(در زبانها وحرفها همیشه می گردی)
هر آفت دن ، بر حذر سـن(از هر آفتی،به دور هستی)
قار- یاغیشلار ، سنه یاغان(بارانها و برفها ،برای تو می بارد) آنا یوردوم ، آذربایجان(سرزمین مادری ام،آذربایجان)
قول-قانادیم ، هوسیم سن(بال وپرم،هوسم)
یورولمایان ، نفسیم ســـن(نفس خستگی ناپذیرمن)
من اوره یم ، قفسیم سن(من دل هستم وتو قفسم)
منه دایاق ، کؤمــک دوران(برمن تكیه داده ای و كمك منی)
آنا یوردوم ، آذربایجان(سرزمین مادری ام،آذربایجان)
من قوش اولسام ، سن پریم سن(اگر من پرنده باشم توبال من هستی)
زرگـــــر اولسام ، ســـن زریم سن(اگر طلا فورش باشم،طلای منی)
عاشیق اولسام ، دیل بریم ســـن(اگر عاشق باشم،دلبرم تو هستی)
عاشیق لری ، ســــای سیز اولان(آنكه عاشق هایش بیشمار هست)
گؤزَل لــــــرین ، گؤزَلی ســـن(زیبای زیباترین هایی)
داد لی-دوزلـــو مزه لی سن(با مزه و با نمك و شیرینی)
شاعیرین شعر ، غزلی سن(غزل و شعر شاعرانی)
آدین سنـین ، دیلــــده قالان(ای كه اسمت در زبانها می ماند)
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 17:22 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
هدیه قشقایی ها به آذربایجان :
برد غرور آفرین تراکتور سازی
تبریز در مقابل فجر شیراز
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 18:26 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان از این که کم آپ میکنم معذرت
ولی امروز اومدم تا برد غرور آفرین تیم تراکتور در مقابل استقلال را به همه تورکان ایران تبریک بگم!!!! همه با هم در هر شهر یا استان باشیم از حمایت خودمان برای این تیم دریغ نکنیم به امید آسیایی شدن!!!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 11:42 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
تراختور قشقایی!!!!!!!!!!!!! ما جمعی از هواداران قشقایی (دانشجویان قشقایی) تراختور آزربایجان از مردم غیور و شریف تورك به ویژه توركان قشقایی و خلج مناطق اصفهان ، شیراز و اراك و شهرهای اطراف میخواهیم و دعوت دارییم که با تعصب توركانه و با غیرت مثال زدنیتان همچون همیشه تیم محبوب آزربایجان تراختور را در مقابل ذوب آهن اصفهان در روز یكشنبه 15 اسفند تنها نگذاشته و امیدواریم با برد تیم تراختور در مقابل تیم ذوب آهن گامی بسیار بزرگ برای آسیایی كردن تراختور برداریم . با احترام جمعی از هواداران میلیونی تراختور آذربایجان |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 16:37 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
وداع آسمانی استاد با ایلش
استاد محمد بهمن بیگی نویسند-بنیانگذار تعلیمات عشایری -برنده جایزه نوبل -نویسند ۵ کتاب بزرگ و.........از میان ما رفت درگذشت ایشان را در سن ۹۰ و اندی سالگی به عموم ملت ایران به جامعه عشایرین به دلاور مردان قشقایی همه و همه تسلیت می گویم کلایه دارم از رسانه ملی که چرا محمد بهمن بیگی درگذشت و به جز شبکه استانی فارس هیچ یک از شبکه های سراسری از وی چیزی نشان نداند مهم نیست با یان وجود از سرا سر ایران آمده بودند تا در روز غم شیراز شریک باشند جمیعیتی بیش از ۲۰۰ هزار نفر در شیراز فقط در تشییع استا شرکت نمودند من به جرعت می گویم خدمت فردی محمد بهمن بیگی بیش از خیلی از نهاد های گروهی بزرگ ایران به این مملکت بوده است همین وبس!!!!!!!! تصاویری از مراسم تشیع این بزرگ وار در پایان آمده است: شیراز سیاه پوش شد!!!!!! ملت و دوستان عزیز، برادر و خواهر قشقایی من پدر و ماد هم ایلی من و همه عزیزانی که میدانید و می خانیدشبکه های خبری کشور من و تو خیلی وقت است که دچار کوررنگی شده اند و واقعیات را نمی بینند. گچ سفید فشنگم و تخته سیاه تفنگم!!! جا دارد کوتاه تشکر کنیم از مظلومی دیگر ما که همگی مظمهلالیم(مضلوم در مسیر هلاکت)شاید این کلمه را غلط ساختم نمیدان خلاصه باید از فرهیخته ایرانی دیگر از مرد سبز اندیش ایرانی آذربایجانیمان جناب آقای میر حسین موسوی تشکر کنم میرحسین موسوی روز چهارشنبه 15 اردیبهشت در پیامی تاکید کرد که "خدمات ارزنده محمد بهمن بیگی معلم عشایر که آموزش عشایر در ایران را پایه ریزی کرد و از ۵۸ سال پیش با برافراشتن چادری برای آموزش این قشر عزیزجامعه اقدام کرد از یادها نخواهد رفت." آقای موسوی افزود است:"او همگان را به یک قیام مقدس دعوت کرد وآن قیامی برای باسواد کردن مردم ایل بود که امید است این توصیه همیشگی اینمرد فرزانه مورد توجه قرار گیرد. بسنده میکنم کلام آخرم را می گویم تا تو هم کلامت را در نظرات بگی بهمن بیگی تخته سیاهت دین من و گچ سفیدت حقیقت من است میر حسین نمای سبزت اندیشه من بای تا بعد عماد قشقایی غلط املای را به دیده اغماض بنگیرد چون خیلی عجله داشتم تند تند نوشتم
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:1 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
((تمدنت را به تجدد نفروش))
خوب بودن و خوب زیستن آرزوی هر انسان در جهانی است که زندگی می کند .انسان بدین منظور همه تلاش و خرد و دانشش را به کار میگیرد پیشرفت های روز افسون جامعه بشری چیزی جز این امر را بیان نمیکند.گاهی عواملی بر سر راه انسان قرار می گیرد که که همه ی آرزو ها و تلاش ها را بر باد فنا می سپارد.وقتی به چنین آدم های نگاه میکنم که آرزوی هایشان در باد فنا است وخود به گذشته بر مبگرند که عامل را بیابند افسوس میخورم.وقتی به خودم نگاه می کنم دلم به درد می آید وقتی به جهان نگاه می کنم درد دلم بیشتر می شود و این چنین می شود که قلمم جان بگیرد و بنویسد ::تمدنت را به تجدد نفروش؟!!! این مطلب اشاره به کسانی دارند که فقط زندگی ظاهری خود را ساخته اند و پرورش داده اند و درونشان روز به روز پوسیده و کثیف تر شده است.وفقط یک اصرار و پافشاری با خود به همراه دارند که ما بادگران متفاوتیم و ما خوشبختیم همین دیروز بود همین دیروزی که گذشت همین سال ۱۳۳۰ بود همین نزدیک ی ها سال ۱۳۲۹ شهریور ۱۳۲۰ یادمان نرفته تاریخش را در کوهای بلند فارس از فیروز آباد تا سمیرم!!!!از پادگان های دهرم تا کازرون بر سر در شان کوبیده ایم تا فقط با تمدن ها ببینند!!! تا فقط چرچیل بنویسد لعنت بر قشقایی های لعنتی --تافقط ادوارد سلسیس در کتابش بنویسد قشقایی ها جذاب ترین ایل دنیا هستند--تا فقط خانم ادوراد بتواند بگوید بینی ظریف و عقابی قشقایی ها را فراموش نمی کنم نه انکه خسرو را بر دام اعدام و بهمن ۲۳ ساله و دمو کرات خواه را بر چوبه دار می کشاند!!!همین ناصر خان بود همین خسرو خان دیروز که نفت را ملی کرد تا امروز با قطره قطره قطره آن عده ای خونخوار به بار بیایاند!!! یک هفته پیش در ماهور میلاتی یک از بخش های عشایر نشین قشقایی از شهرستان ممسنی شاهد یک اعتراض از طرف عشایرن منطقه بودم که به خاطر کشیده شدن یک جاده آسفالته در منطقه دو حلقه از چاهای منطقه را محاصره کرده بودند و مسلحه مامورین را خلع سلاح نمودند!!!نخست با تعصب به قضیه نیگاه کردمو گفتم :: سگان پیر بدانند گرچه پدر مرد اما تفنگ پدری هست هنوز گرچه مردان قبیله همگی بر چوبه دار رفتند اما گهوار ه را کودکی هست هنوز!!!! اما ................ کسانی بی چشم و روح و بی حیا هستند که مردانگی ها را پوسیده کزده اند اگر به کامنت های مطلب ((فارس آدم کش و تورک دست فروش)) نیگاه کنید خواهد فهمید که بی جا ننوشته ام این جمله را من به عمد تیتر را این چنین قرار دادم آری کامنت عده ای از براداران فارس درست مثل سرکوب معترضین به جاده بود اما من سرکوب نخواهم گشت من نوه خدیجه بی بی ام که در سال های بحرانیش توانست از راه دریا بر ابر قدرت های دنیا چیره شود برای هم ایلیانش از آمریکا تجهیرات پزشکی وارد کند من فرزند این زنم !!!!! واما در جواب تو برادر عزیز که فحش خواهر و مادر داده ای!! باید بگویم نجابت مارا از سارای دشت مغان که بخاطر نجابتش خودش را به رود پاک ارس انداخت تا ایاز چوپان کاپیتان کش قشقایی که به خاطر ناموسش گلوله را بر دختر خودش زد و سینه جیگر گوشه اش را شکافت تا دست نامحرم به وی نرسد همه دیده است!!!!!.......خانه های دوبی را هم هم میبینند واما تو باید از قوم مغول هم متشکر باشی اما در تو ادب نیست چرا که باید مدیون اعرابی باشی که از دیروز تا امروز بر ناموست تازیده است و بر قوم مغول بد بگویی من مغول نیستم !!و لی مغول تورک است و از ما !۱۱اما دوست عزیز من نه بلکه تمتم دنیا همین قضاوت را دارند که مغول ها بردند و زدنو خوردند و رفتند ولی زبان با قدرت شان را بر شما تحمیل نکردند شما باید از اعراب متشکر باشید چون زبانتان را دینتان را حقیقتتان را تغییر داند و ناموستان را بردند احسنت درود بر شما ودر عوض به شما پول دادند تا تججد یابید و مغول به شما رسد خانه داد تا تمدن یابید حال انتخاب با شما بود که تجدد را مقبول شدید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 10:36 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
تورک دست فروش و فارس آدم کش
سلام راستش دوستان عزیز من معذرت میخوام که یک کم دیر آپ میشم سرمون خیلی شلوغه ببخشید دیکه دوستان امروز هم باز یک بحث کوچولو بین من یک عده از این غربت ها قایمیه شهر خودمون بود اگر این چنین واضح و دقیق دارم مینویسم به این خاطره که بخوام بگم ما مردم تورک همیشه پیروزم شهر قایمیه را اگر ۲روز پشت سر هم درآن بمانی حالت گرفته میشه به خاطر بی فرهنگی های که داره!!!! خلاصه این غربت های قایمیه عامل اصلی این بی فرهنگیند آخر مگر میشود یک عده شغلشان فقط قالی بفروشند!!!!!!!!!!!!!من مطم.نم علت فقر نیست اما همین عده دست فروش بودن عدهای آذری را در خیابان های تهران به دیده سخره مینگرند و ................واینک جوابیه ای به این عزیزان و تمامی فارس های این شکلی ضمناا باید عرض کنم که اصیل ترین قشر ایرانی واریای الاصل ایران همین غربت ها هستند تاریخ ۶۵۰۰ساله ای دارند که در خیلی ازکتب تاریخی ذکر شده!!!! اقای فارس یا غربت!!!! 1-هیچ کس از ته دلش نخواسته که دست فروش شود |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 20:18 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
از اساتید بزرگ چه میدانید؟؟؟؟در نظرات بیان نمایید؟
استاد حبیب الله خان گرگین پور استاد مسلم سه تار قشقایی بعد از استادش داود نکیسا بود که از این استاد بزرگ فرزندان بزرگی هم در عرصه موسیقی قشقایی پا گرفته اند که هر کدام برای خود نام و آوازی دارند از جمله استاد بزرگ ویولن فرود و استاد بزرگ آکاردئون دکتر فرهاد . و البته فرهاد گرگین پور نه تنها آکاردئون به خوبی می نوازند بلکه ایشان از بزرگترین آهنگ ساز های ایل نیز به شمار میروند.
استاد شاه میرزا از اساتید بزرگ در نی زنی بود ه است.
و از خوانندگان معروف:
مرحوم محمد حسین کیانی -- مرحوم طهمورث کشکولی--ابراهیم کهندل پور --قاسم طیبی--خانم افسانه جهانگیری---و ....
شما هم در مورد زندگی و اسامی هنرمندان موسیقی ایل هر چه میدانید در قسمت نظرات بنویسد ....
منتظریم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 16:30 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دو تبریک
به همه هواداران تیم تراکتور سازی به خاطر بردشان تبریک میگم وهمچنین برد غرور آفرین تیم پرسپولیس را با درخشش اسطورهای آذربایجانی کریم باقری با گل با ارزش و زیبایش و علی دایی در پست مربی گری را به همه قرمز پوشان و هواداران این تیم که بی شک پر هوادار ترین تیم ایران است تبریک میگم
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 18:33 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
من یک توركم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم
همخونان قشقائی مرا طی 85 سال گذشته 3 بار کشتار نمی کردند!
![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 15:17 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
ایکس موجود در نام تراختور(داستانک)
در بازی استقلال با ترکتور سازی که از شیراز ریختم تا برم و بازی دلاور مردان هم زبانم رو ببینم شب را در پارک با جمعی از دوستان به سر کردیم صبح روز بازی ساعت ۸صبح بود که من و بچه ها جلو در استادیوم آزادی بودیم تمام مردمی که در خیابان ها ی شلوغ تهران درآن صبح زمستانی بودند از سرما به خود میپیچدند ولی ما که سرمایی حس نمیکردیم چون هدف داشتیم اصلا برای من برد وباخت این بازی مهم نبود برای خیلی ها این چنین بود وای خدا چه روزی بود و چه روزهای همچنینی در آینده داریم یک مسابقه نبود فقط !!!!علاوه بر مسابقه مبارزه هم بود!!! مبارزه با شونیسم فارس!!!با بصیرت آمده بودند تا مشیتشان را بگویند!!!چه روزی بود!! روزی را که مامورین بر در استادیوم آزدای بودند و تمامی پرچمهای نوشته شده به الفبای لاتین را بازرسی میکردند و با چشم خودم دیدم که چگونه پرچمهایی را که نام تراختور با حرف ایکس نوشته شده بود را پاره میکردند. (ایکس گلبمم میتو نن پاره کنن؟؟؟؟ )(ایکس گلبمم میتو نن پاره کنن؟؟؟) (ایکس گلبمم میتونن پاره کنن؟؟؟) از گلب گفتنش خیلی خوشم اومد تا به حال پسری به اون سن و سال با لهجه آذری غلیظ را ندیده بودم. وقتی می خواستم ازش خداحافظی کنم باباش هم به جمع ما اضافه شد .بغض گلومو گرفته بود دلم پر شده بود نزدیک بود که مثل کوچولو ها هم اونجا عزا بگیرم اما تحمل کردم با پدر مهربون آذری هم خوش و دوشی کردم دیگه خیلی به هم ریخته بودم . پسر شیطون بلای آذری که حال منو اینجوری دید سرش و بالا انداخت و ازم خواست که سرم و پایین بیارم یه سیلی بچه گانه و دوستانه بهم زد و گفت: زندگی گشنگه ؟؟برای چی ناراحتی؟ بابای آقا یاشار (پسر مذکور )هم حرف پسرش را تایید و تمجید کرد سپس تفسیر وتحلیلی کرد که شاد باش و گفت برای چه غمگینی:((استقلالی هستی)) گفتم نه منم تورکم از شیراز اومدم برای تشویق تیمم تراختور گفت:یاشا یاشا گوربانام ساگ ال چوخ خوش گلب سان(زنده باد قربانتم سلامت باشید خیلی خوش اومدین) درحالی که دوستان دیگه برایم دست تکان میدادند که زودتر بیا جوابش را با عجله دادم و خداحافظی کردم/
همش این صحنه ها تو ذهنم تکرار میشدند تا رسیدیم به شیراز با خودم گفتم آخه پسر آذری کجای این زندگی گشنگه زندگی که دران همه اش حق کشی است و حق خوری؟زندگی ما فقط ظلم و ستمی که به ما میشه ، قشنگی زندگی لابد به پسر هفت ساله ای است که این چنین در سنی که باید بیشتر به بازی کودکانه اش بپردازد به زیر ظلم شونیسمی له گردد؟؟یا قشنگی زندگی به امدن من از شیراز به تهران است که بگویم زبان مادریم دوستت دارم؟؟و یا قشنگی زندگی به اینه که دختران ۱۹ساله ما حرف نزدن به زبان مادریشان را پیشرفت و فضیلت میدانند؟؟؟!!!!!!!!! کجای این زندگی فشنگه؟؟؟عماد قشقایی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:27 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
تو ای بیمار نادانی که هذیان و هدر گفتی به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن الا "تهرانیا" انصاف میکن خر تویی یا من تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی چرا بیچاره گشتی و چرا بی تربیت باشی به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن! الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تن ها زد تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود چه شد کرد و لر یاغی کزو هر مشکل آسان بود کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود کنون ای پهلوان پنبه نه تیرت ماند و نه جوشن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:44 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
این تصاویر همه دریک کشور ودر یک ساعت خاص از سال اتفاق می افتد که در نوع خودش کاملا بی نظیر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!این متن ترجمه شده یک متن ترکی است که توسط یک دوست برایمان فرستاده شده و من هم از آنجا که برایم جالب بود در این جا قرار دادم!!! ساعت 9:05 دقیقه صبح سه شنبه 19 آبان است. هوا در استانبول اندکی خنک است. تا دقیقه ای قبل در خیابان های استانبول انسان می جوشید اما به یکباره انگار زندگی در استانبول و تورکیه می ایستد! اما علت آن چیست: بعد از پرس و جو متوجه می شوم دهم نوامبر سالروز درگذشت مصطفی کمال آتاتورک اولین رئیس جمهور ترکیه است و مردم تورکیه به احترام وی درست در ساعت 9:05 دقیقه دست از کار می کشند و به احترام بنیانگذار جمهوریشان می ایستند.رسم عجیبی است، نه؟ موضوعی که جالبتر به نظر می رسد این است که؟ احترام تورك ها به پرچمشان مثال زدنی و فوق العاده است و همچنین حتما می دونید که آتاتورك به هنگام ضعف عثمانی در لیبی ، بالكان ، سوریه و چندین كشور دیگر كه آنزمان جزو امپراطوری عثمانی بوده اند با انگلیسی ها و سایر كشورهای استعمارگر جنگیده است . اكنون در روز درگذشت وی حتی انگلیسی ها هم پرچم خود را در كنسولگری ها و سفارتشان در توركیه به حالت نمیه افراشته در می آورند تا تعظیمی به مردم ترکیه باشد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:20 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
آنا گولدور٬ بير گون سولار Ana güldür, bir gün solar آنا ديلى شيرين اولار Ana dili şirin olar بيزيم توركو شيرين ديلدير Bizim Türkü şirin dildir خوش صدالى٬ زنگين ديلدير Xoş sədalı, zəngin dildir ديل گونشدير٬ ايشيق ساچار Dil günəşdir, ışıq saçar آزادليغا قاپى آچار Azadlığa qapı açar |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 9:51 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
باز هم در بیان همان جوابیه قبل××یعنی زنان در بین امت تورک سلام دوستان ما به قولمان عمل می کنیم اگر شما بخواهید من از عزیزانی تورک زبان عاجزانه تقاضا دارم اگر ضرب المثل یا داستان یا افسانه یا اعتقادات خاصدر مورد زن و حرمت زن در بین تورکان میدانید برایمان ارسال نمایید کوچک شماییم. قرمز:اصل ضرب المثل تورکی آبی:چاشنی سبز:معنی فارسی ۱-پنیری دری ساخلار آروادو اری(خدایی قشنگ تر از این شنیدی) پنير را خيك ( توبره ) نگه مي دارد وشوهر را زن ۲- آرواد لا ر هاميسي آغ پارلاق ، دليسيني سئچمك اولماز ، قارقا هاميسي قاپ قارا ،قاري سيني سئچمك اولماز همه زنها سفيد و براقند ، ديوانه شان را نمي تواني تشخيص بدهي ، همه كلاغها سياهند ، پيرشان را نمي تواني تشخيص بدهي .(اینم در نوع خودش جالبه حالا من بیشتر به معنی یک رنگی میدونم ) ۳-جهنم اوتنا یانان آرواد سیز کیشی دور. کسی که در آتش جهنم قرار است بسوزد مردان بی زن است. دانشجو ها بخونند: روایتی از تربت حیدریهُ اینم اضافه بر مطالب فوق برای اونای که مخالف حرف من هستند ....روایتی است از دانشگاه خودمون یعنی دانشکده فنی و مهندسی تربت حیدریه حالا هی بیگید هی بگید داره برا خودش حرف میزنه.....والسلام..... تابلو های اعلانات دانشکده که همیشه خالیه یک بار پر بود ما پریدیم وسط تا ببینم چه خبره یه چیزی نباشه ما بی خبر بمونیم فکر کردم می خواند سهمیه قند و چایی بدند اما نه خبری از این حرف ها نبود. مثل اینکه از افراد شماره شناسنامه و شماره دانشجویی می پرسیدند بیبنید .اون اسمها چه کسای هستند که باید مجازات بشند ما که تعلیق معلیقی ند اریم فقط اخراج از خوابگاه و احیانا درج در پروند حکم های است که در دانشکده ما رواج داره . خلاصه بی خیال اینا که بشین میمون بند خیلی مهم جرم ها که با عنوان مطلب ما بیگانه نیست. بندد/۱(پوشیدن مانتوبابا بیچاره ها چی بپوشند) کشور سکولار هستیم.دیگه مگه نه حق زنا را اینجوری میذارن کف دستشون اینم حق زن!!! برای دل اونای که ...............راحت بشن این مسولین؟؟؟بیا اینم برای تو آروم شو....حدیث بر طرفدار دولت و مردان پارسی: و خدا تنها بود و مشکلی نبود. مرد را آفرید و مشکلی نبود. زن را آفرید ، هر سه مشکل دار شدند! خواهشا این را بی ادبی ندونید!!!!!!!!!چرا که حقیقت باید پذیرفته شود... اینو بی ادبی ندونید دختران دانشجوی هم سن و سال من برای شهریه دانشگاهیشان در جاهای مختلف این کشور پهناورتن به چه کااری نمی دهند این زشته یا مانتو کوتاه ؟؟یا اینکه استفاده از کرم !!شما را به اسلام و دین و اما و اعتقاد خودتون بی خیال بابا!! آخه یکی به این ملت یه چ یز حالی کنه؟ ولی بیخیال مهم اینه که دختران سوری در ناز و نعمت اند گاز ونفت ما رو ........ بیکارید.استخون پلو تون بخورید تو خوابگاهتون بتمرگین!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 18:37 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان خسته نباشید.اگر مدتی نبودم ببخشید امتحانات اجازه نمیده خلاصه باخبریم از گوشه و کنار که جمع وسیعی از مردم همیشه در صحنه قشقایی از مهندس میرحسین موسوی کاندیداتوری اصلح ریاست جمهوری در دوره ۱۰ حمایت کرده اند. از انجا که دانشحجویان قشقایی نیز به طور جد دارند از وی حمایت میکنند ما این را به فال نیک میگیریم و آرزوی موفقیت ایشان را داریم تا شاید کمکی باشد بر جامعه ایران و ما قشقایی ها.....................تا بعد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 13:59 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
موسوی!! موسوی!! است!!!!!
سخنی با همزبانان عزیزم:((کلیپ اخیر آقای خاتمی را با انتخابات یکی نکنید.چون این کلیپ مربوط به سال ۸۱ است و صرفا به خاطربه هم زنی جو آقای موسوی که خودشان نیز از خطه آذربایجانند.در این زمان درآمد.))
عزیزیلداشلاریم بیلیرم كی هامیمیز اؤ توهین آمیز فیلمیدن چوخ اینجیمیشوخ و واقعیت بودی كی هئچ بیریمیزین انتظاریمیز یوخیدی خاتمی بئله بیر آدام اولا ولی دؤزون ایستیه سیز منیم هله كی هله دی اومودوم وار اؤفیلم یالان اولا خاتمی بله اوش گرمز!!!اما یالن اولماز ولی گلیز بیزده گورک بیر مسائلاره اما نئچه دانا مسئله وار كی بیزگره نظرده آلاگ: اگر بیزلر خاتمین آجیغینا رای وئرمساگ حمدی نژادین انتخاب اولماسیگه شانسین چوخادمیشوگ احمدی نژادین زمانیندا بیزیم آذربایجان هم از نظر فرهنگی وهم اقتصادی چوخ چوخ ضربه لر یئدی سیاسی زندانیلاریمیزین ساییسی اؤنون زمانیندا لاب یوخاری حدینه یئتیردی و85 ایلینده چوخلی اوشاقلاریمیزی اؤلدوروب یوخ ائلدی اؤنون دولتی بخشنامه ائلدی كی مهدیلرده ومدرسه لرده اوشاقلاریمیزینان فارسی دانیشماخ اجباری اولسون وتوكان لارین آدی هئچ بیری توركی اولماسین
من بئله نتیجیه یئتیشیرم كی آذربایجانین وضعی احمدی نژادین زمانینان پیستر اولا بیلمز!
عزیز یولداشلاریم بیز گره آییق اولاخ اؤ فیلمین تاریخی 81 زمانیدی اونون ایندی پخش اولماسی هدفمند بیر حركتدی چون خاتمی موسوین حامیسیدی دلیل ده ییر اؤنون گناهین آجیغین موسویدن چیخاخ بقول سعید حجاریان : موسوی موسوی ست خاتمی خاتمی!
اؤ آداملاركی بو فیلمی بو زماندا یاییب لار ایستیللر موسوی چیخماسین ایستیللر آذربایجان موسوین دالیندا دورماسین پس گلین قویمیاخ بیزیم غیرتیمیزدن سوئ استفاده ائله سینلر بیزه لاب یاخچی بودی كی بیر میانه رو تورك _كی اخلاقی واقتصادی نظرینن هئچ مشكلی یوخدی_ رئیس جمهور اولسون و من بوموردده هئچ شك ائلمیرم وموسویه رای وئریرم .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 22:7 توسط ططططط
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیز خواهشا پست ها قبل من را تبلیغ انتخاباتی ندونید من با وجود اینکه آقای خاتمی این کار رو کردند.واین هم خود سیاستی در سیاست بود که حامیان اصولگرا به این طریق تا حدودی اصلاح طلبان را به سوی خویش بکشند.ولی ما باز هم هیچ حقی را به آقای خاتمی نمیدیم که چنین کاری کرده باشند.
و از انجا که این وب یک وب شخصی است من علنا میگم که تا اینجای کار از جناب میرحسین موسوی هرچند که خیلی هم به حال ما ها فرق آن چنانی نداره.طرفداری و حمایت می نمایم!!!!!!!!!
اصلحترین========فعلا میرحسین موسوی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 13:39 توسط ططططط
|
|
||